بزرگ داشت حافظ

ای که دل دریـا زدی دریـا تــلاتـم می کند 

هرچه روی عرشه باشد می برد قم می کند

ساحل دریــا همه جـولانـگه مــوران بس

قهردریا آن نهنگ است کار بادم می کند

عرسه ی عالم کیانند ای دل غافل چرا

دید چشم حق تعالی خون هامون می کند

گر تو بودی حافظ این ایّام زشت و لوشو

می نوشتی کارخوب یا زشتئی شوم می کند

این دم آخر بگیر دست مرا یاری بکن

تا نگارم آنکه حق است حق و معلوم می کند

نی رسی برگرد پای حافظ شیرن سخن

کس بخواند هاشمی این گفته محکوم می کند

شرق تاغرب جمله شوم  خاکها بین غرق خون

من خجالت می کشم کاری که مـردم می کند

 

 

 

 

 

 

گوی گنه یازاخ

گوی گنه یازاخ پسدن یاخجینی

قلبی داریخان اوخوسون بونی

داردان یاخجیـدی اورگین گنی

آینادا گــورور یاخجینی پیسی

یادانچیخادیرگوردوگبن کیشی

..................................

 

آل سعود اَجخ وَجخ

آل سعود ننگ و گاشت دشمن شیطان و کشت

حــیله و نیـرنگ زد نـه با تـفنــگ و  نــه با مشت

شیــطـان دشـمنِ مـلــک، آدم از اوخـورد کَــلَــک

خـون حجاج می گیــریـم ، رهبر فرمـان پـذیـر یم