با طراوت وارد از در
ای بهار غنچه پرور
روح بخش بوطه گلها
زنده گردان سناور
آنکه می گیری تودستور
می نگارم من هم اینجور
آن خدای عالم آرا
خلق گرده کل مارا
شب تیره روز روشن
کوه سنگین جامه برتن
آسمانها پر ستاره
کهکشان را کن نظاره
فصل سالش پاره پاره
آن زمستان این بهار
هر یکی مأمور کار
سال تابستان دار
پاییزش خواب و قرار
لحظه ها مأمور معذور
زنده بودن بر قرار
روز و شب درحال گردش
حکم حاکم آشکار
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۵ ساعت 21:7 توسط سیدهاشم پورهاشمی خشکناب
|